home page
 
 
 

::      درباره ما     ::

::    نظر سنجی   ::

::    سوالات شما  ::

::     تماس با ما   ::

شكستن بازنمايي هاي غلط

طبيعت خلاقيت

مراحل تفكر خلاق

ارزيابي

نهفتگي

بينش ( اشراق )

Copyright 2003-2004 KPsite.com All Rights Reserved KetabPardazan Co.

Study Skills
N.L.P
1 minute techniques
Creativity

::      درباره ما     ::

::    نظر سنجی   ::

::    سوالات شما  ::

::     تماس با ما   ::

.:: نهفتگي

شايد اكنون به نظر برسد كه جستجو و كنكاش در مورد فضاي مفهومي، همراه با تركيب و بازسازي ايده ها و افكار، ره به جايي نبرد و به نتيجه اي نرسد. وقتي اين مرحله شكل مي‌گيرد، شواهد داستان گونه‌اي از يك مرحلة نهفتگي پديد مي‌آيد. مسئله براي لحظاتي رها مي شود و بعد در يك لحظة غير منتظره، پاسخ به ذهن فرد خطور مي كند. اين مسئله، گويي چنان است كه برخي افكار ناهشيار وقتي پديد مي آيد كه فردي هشيارانه درگير فعاليتي است كه ربطي به موضوع آن افكار ناهشيار ندارد.

رياضي داني به نام Poincare مدعي بود كه به طور ناگهاني به اين نتيجه رسيده است كه برخي مسائل علم حساب كه وي روي آنها كار كرده است به هندسه غير اقليدسي ارتباط دارد. وقتي اين كشف وقتي روي داد كه اين رياضي دان نااميدانه و متنفرانه مسائل هندسه را كنار گذاشته بود و كنار دريا قدم مي زد. فرد ديگري به نام Kekule ادعا كرده كه وقتي به خواب نيمروزي رفته بود، ساختار مولكول Benzene ـ كه هيچ جا آن را نيافته بود ـ به ذهن اش رسيده است.

آيا نمونه هاي عيني تر و ملموس تري وجود دارد ؟

سيلورا در سال 1971 تاثير نهفتگي را در فرايند حل مسئله در يك آزمايشگاه تجربي آزمايش كرد. گروه كنترل ( گروه الف ) ، روي مسئله اي كه مستلزم بينش بود، كار مي كردند. پس از يك ساعت و نيم 55 % آزمودنيها راه حل را دريافتند. گروه (ب) همان مسئله را انجام دادند ولي قبل از بازگشت به مسئله نيم ساعت استراحت كردند و 64% شان راه حل را دريافتند. گروه (ج) 4 ساعت بين فرايند حل مسئله استراحت كردند. و 85% آنها با موفقيت آزمون را انجام داده و مسائل را حل كردند.

ويزبرگ ( 1986 ) مدعي بود كه آزمايش‌هاي تجربي، نتايج مختلطي را نشان مي‌دهند و شواهد اندكي مبني بر وجود فرايندهاي ناهشيار مؤثر در تفكر خلاق وجود دارد. با اين وجود تلاشهاي بسياري در توصيف مرحلة نهفتگي صورت گرفته است. وقتي تلاش مي كنيم كه يك مسئله را حل كنيم معمولاً از روشهايي كه قبلاً به كار رفته است استفاده مي كنيم و يا اينكه سعي مي كنيم از روش  ويژه‌اي براي حل مسئله استفاده كنيم. اين معمولاً نكتة ملموسي براي فرايند حل مسئله است. با وجود اين، وقتي كه درگير يك شيوة خاص حل مسئله مي شويم در صورتي كه آن شيوه براي نوع مسئله ما نامناسب باشد، ممكن است كه درگير يك نوع ذهنيت كليشه اي و قالبي شويم. وقتي گرفتار قالب هاي ذهني شديم؛ تفكر ما به شيوه هاي خودش محدود مي شود.

نهفتگي يعني رها كردن يك مسئله تا لحظاتي براي اينكه عادتهاي نامناسب و غلط ذهني شانس از بين رفتن را پيدا كنند. وقتي كه بعدها دوباره به مسئله بر مي‌گرديم، شيوة كاملي از ديدن آن مسئله آشكار مي‌شود.

توجيه ديگر اين مرحله ( نهفتگي ) برانگيختگي منتشر است. (يانيو دمبر 1987)

حافظه درازمدت معنايي مانند شبكه گسترده اي از مفاهيم درون پيوسته يا گره‌ها است. اگر كسي دربارة يك فيل صحبت مي كند و مي گويد كه فيل يك كندة درخت را بلند كرده مي توانيم استنباط كنيم كه فيل، كندة درخت را با خرطوم خودش بلند كرده است. و نيز مي دانيم كه فيل عاج و گوشهاي بزرگي دارد، خاكستري است و بسيار بزرگ است و مي دانيم كه فيل ها در افريقا و هندوستان و پاركهاي حيات وحش بين شيرها و گوره خرها يافت مي شوند. ما مي توانيم به بسياري از اطلاعات مرتبط با فيل و اطلاعات بسياري كه در مقابل، با آن اطلاعات ارتباط دارند دست يابيم. همچنين، اگر شما تلاش مي كنيد كه مسئله اي را حل كنيد، مانند تشخيص جوش و كهير يا قرارگرفتن در شرايط نامناسبي در بازي شطرنج ، احتمالاً از ميان راه حلهاي مسائل يا موقعيت هايي كه در گذشته با آنها مواجه شده ايد، پاسخ نهايي فعال مي شود.

آن شيوه ها ممكن است در يك مورد خاص مناسب نباشند، با وجود اين ممكن است در حد ضعيفي اطلاعات مربوط به راه حل را در حافظه درازمدت فعال كنند، اين فعال سازي ضعيف اطلاعات زير سطح مشخص آستانه است و بنابراين در هنگام حل مسئله در دسترس نيست. بعداً وقتي كه اصلاً به مسئله فكر نمي كنيد، بعضي سر نخ ها و نشانه هاي اتفاقي در محيط، احتمالاً ، آن اطلاعاتي را كه در حد ضعيفي فرا خوانده شده اند فعال مي‌كنند، كه اين فعال سازي به عبور از سطح آستانه منجر مي شود و درون نگري (بينش) تجربه مي شود.

سومين توجيه نهفتگي از سيمون (1966) به جا مانده است. اولين فرايندهاي آماده سازي را سيمون «آشنايي» ناميد. آشنايي شامل ساختن يك بازنمايي از مشكل و اندوزش اطلاعات مربوط به آن در حافظه بلند مدت مي شود. اين اطلاعات براي توليد اهدافي جديد و زير هدفهايي كه در حافظه فعال هستند به كار مي رود.

در طول نهفتگي فراموشي انتخابي وجود دارد. محتويات حافظة فعال فرار هستند. تغيير كانون توجه، مي تواند باعث محو شدن تدريجي اطلاعات آن شود. بنابراين وقتي يك مسئله اصلاً مورد توجه قرار نمي گيرد به خاطر اين است كه اطلاعات اصلي و مركزي آن گم شده است. وقتي كه مسئله اي بعد مورد توجه قرار مي‌گيرد، اين اطلاعات اصلي دوباره بازسازي مي شود. احتمالاً داده هاي جديدي را از حافظة بلند مدت به كار گرفته است.

كسي كه مسئله اي را حل مي كند با مجموعة متفاوتي از هدفها مواجه مي شود كه ممكن است در عوض راه حل سريعتري را نشان دهد.