Copyright 2003-2004 KPsite.com All Rights Reserved KetabPardazan Co.
|
.:: ارزيابي سيمون (1996) اعلام كرد كه قبل از اينكه كشف مهم علمي توسط دانشمندان صورت گيرد، در زندگي نامه آنان، آزمون و خطاهاي قابل توجهي در تحقيقات در ميان فضاي گستردهاي از فرضيه هاي غير متعارف وجود داشته است. بودن (1992) اين فضا را، فضاي مفهومي ناميد. گاهي اوقات خود جستجو و تحقيق، هدف است؛ در موارد ديگر هدف نيز به طور مبهم و ناشناخته اي تعريف شده است. ويزبرگ (1986) مثالهايي مرتبط با اين بحث، از خلاقيت پيكاسو در فضاي تابلوي گرونيكا و از مسيركريك و واتسون در كشف ساختار DNA مطرح كرده است. پيكاسو، پيش طرحهاي بسياري را تا شكل گيري آخرين طرح تابلوهايش ارائه داد. او به كارش پيرامون فضاي مفهومي مي پرداخت. اگرچه كه در اين مورد پيكاسو يك نمونه علمي نبود. يكي از نتايج آشنايي با فضاي ذهني و كنكاش؛ پيرامون اين مسئله است كه بفهميم قيدها و فشارها و موانع جبري چيستند. كريك و واتسون تلاشهاي بسياري كردند، تا مدلي از مولكولهاي DNA 2 رشته اي، 3 رشتهاي و 4 رشته اي همراه با ريشه هاي دروني و بيروني بسازند. بسياري از مدلهاي آنها علمي نبوده و زيست پذيري نداشتند. محدوديت هاي موجود امكان تركيب عناصر با يكديگر را نمي داد. اين محدوديتها شامل چگونگي اتصال ريشهها، تعداد ريشه ها و مقدار آبي كه در يك سلول وجود داشت و … مي شد، بيشتر اين محدوديت ها را ديگران مورد اشاره قرار داده اند. اين تركيب كردن، حذف كردن و باز به كارگيري عناصر در پيش طرحهاي پيكاسو در تابلوي گرونيكا آشكار است. هر تركيب جديد، انواع تجزيه و تحليل هاي انتقادي را براي توليد طرح جديد برخود هموار مي كند. به اين ترتيب مراحل اوليه فرايند خلاقيت، با هيچ يك از انواع حل مسئله كه شامل جستجو و كاوش از طريق فضاي مسئله است، تفاوتي ندارد. اغلب راه حل هاي ضمني هم وجود دارد كه بايد با درنظر گرفتن محدوديت ها ارزيابي شود. محدوديت هايي كه شايد راه حلهاي غير عملي را از بين ببرد. در واقع خلاقيت بيشتر شامل كشف و فهم محدوديت ها تنگناها و فشارها مي شود. |