|
كشف و نوآوري ديدن آن چيزي است كه هر كسي ديده است و انديشيدن به آن چيزي است كه هيچ كسي بدان نينديشيده است. ( آلبرت ژنت، جورجي ژن ناگيراپلت ؛ كتاب دانش به آزادي نيازمند است ) انواع مسائل و مشكلاتي كه در بخش اخير مورد بحث قرار گرفت، شامل تلاشي است كه براي رسيدن به اهداف خود به كار مي گيرند. در اين مشكلات معمولاً يكسري تفكرات كليشه اي و قالبي داريد از جمله اينكه كجاي مشكل قرار داريد و چگونه به انتهاي آن نزديك شويد. نمونه ديگري از مشكلات، آنهايي است كه شما نمي دانيد در چه موضع و موقعيتي از مشكل هستيد، تا اينكه پاسخ آن مسئله و راه حل آن، يكمرتبه به ذهنتان خطور مي كند و آنگاه فرياد مي زنيد كه آهان فهميدم. اين تفكر بينشي است و به طور كلي همراه خلاقيت است. نوعي از بينش، اين است كه ناگهان متوجه شباهتي شويم كه بين چيزهايي است كه شما (يا هيچ كس ديگري) پيش از اين اصلاً به آن توجه نكرده بود. تفكر بينشي مي تواند خيلي عادي و پيش پا افتاده باشد، « آهان فهميدم چرا اين كشو، گير كرده است. » و يا اهميت و ارزشي بيشتر داشته باشد ؛ « آهان حالا فهميدم چرا سرعت نور هميشه صرف نظر از حركت نسبي مشاهده گر ثابت است!» اين بخش، طبيعت خلاقيت و تفكر بينشي را مورد بررسي قرار مي دهد. آيا اين نوع تفكر متفاوت تر از اشكال ديگر تفكر است كه در مورد آنها تا كنون بحث كرده ايم ؟ آيا هوش، حقيقت خلاقيت است ؟ آيا خلاقيت را مي توان اندازه گيري كرد ؟ گاهي جهش هاي خلاقانه، برقراري رابطه بين دو زمينه كاملاً متفاوت از يكديگر، مثل زمينه هاي خانوادگي و گفتاري و خواب ديدن |
است. رابطة بينشي غير منتظرهاي كه بين دو زمينة كاملاً جدا و متفاوت ايجاد مي شود، زير مبناي مواردي مانند استعارات و مجازهايي است كه در شعرها و لطيفه ها به كار مي رود. بنابراين انديشيدن در زمينه مطرح شده در بالا چنين نتيجه اي دارد: چراغها روشن هستند اما هيچ كس در خانه نيست. استعاره ها نوعي از قياسهاي تمثيلي هستند كه ميتوانند تأثير عميقي بر روي نحوة درك ما از اطلاعات و در نتيجه چگونگي تفكر ما راجع به داده ها و اطلاعات داشته باشند. تشبيه زماني كارآمد است كه رابطة بين اشيا در يك زمينه، شبيه رابطه اي باشد كه بين اشيايي مختلف در زمينه هاي ديگري است. اتمها و الكترون ها از خورشيد و سيارات متفاوت هستند و با هم فرق دارند، ولي آخري ( خورشيد و سيارات ) مي تواند به عنوان مقايسه و برقراري شباهتي براي تشكيل دهنده ( اتمها و الكترونها ) باشد. در صورتي كه بتوان هر دوي آنها را در موضوع چرخيدن دور يك چيز، سهيم دانست. تشبيه همچنين وقتي به كار مي رود كه ما حداقل شكل و تركيب اساسي در زير بناي يكي از موقعيت هايي را كه در حال مقايسه است درك كنيم. روشن بودن چراغ برمي گردد به نشانه اي از زندگي، ولي وقتي كه هيچ كس در خانه نباشد، تفكر فرد معطوف به چيز ديگري مي شود. اگر شما تركيب سطحي زير را درك نكرده ايد، شباهت و مقايسه بي معني است. خلاقيت، بينش، تفكر قياسي و تمثيلي، براي اين در كنار يكديگر هستند كه قالب بازنمايي ها و شباهتهاي متداول را بشكنند تا هر چيزي را در پرتو جديدي مورد مشاهده قرار دهند. |
Copyright 2003-2004 KPsite.com All Rights Reserved KetabPardazan Co.
ترجمه : زينب عابديني نسب